تبليغاتX
 اس ام اس و جوک
اس ام اس و جوک
اس ام اس و جوک
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
و غيره!...
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
چند تا قزويني داشتن ميدويدن به طرف تهران. يكي مي‌پرسه: چيه؟ كجا ميرين؟ يكيشون ميگه: مگه خبر نداري ببم جان؟ تو تهران كنگره است، داريم ميريم گره‌هاشو باز كنيم! 

يه روز يه زنه با بچه‌اش سوار تاكسي مي‌شه. يه دفعه بچه به مامانش ميگه: مامان يادته؟ مامانش ميگه: چي عزيزم؟ بچه مي‌گه: كه تو آشپزخونه گوزيدي؟! 

به عربه ميگن: زن مثل چي ميمونه؟ ميگه: مثل وانت. صبحها باري، شبها سواري! 

يه روز تركه تو يه جمعي نشسته بوده كه هيچكس تحويلش نمي‌گرفته. همه با هم مشغول صحبت بودند. با خودش ميگه: چيكار كنم، چيكار نكنم. يه دفعه ميگوزه، همه ساكت ميشند بعد ميگه: والا...!؟ 

يه بار تركه ميره دستشويي و در ميزنه. يه عربه ميگه: اهم... تركه مي‌گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. تركه مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين توالت؟! 


 به قزوينيه ميگن: آدرس سايتتو بده. ميگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات كون، دات كان!



يه اردبيلي با يه اردكاني دعواش ميشه، مي‌گه: ارم به ارت در، بيلم تو كونت! 

يه روز از چند تا ترك پرسيدن: چرا شما ترك شديد؟ اولي گفت: وا... از بي امكاناتي! دومي گفت: از دست رفيق ناباب! سومي گفت: حالا ايدز كه نگرفتم، خوب ميشم! چهارمي گفت: آقا... همه اينا حرفه... به ما ... زدند! 

يه دختر با دوست پسرش قرار داشت. باباي دختره به دخترش گفت: دخترم اگه پسره خواست به لاي پات دست بزنه بگو كه اونجا تنوره و دستت ميسوزه! دختره با پسره رفتن بيرون و برگشتن. باباي دختره پرسيد: چي شد؟ دختره گفت: بابا خواست به لاپام دست بزنه، گفتم تنوره، اونهم گفت چه خوب! من يه سوسيس دارم. سوسيس رو گذاشت لاي پام، بعد هم گذاشت تو دهنم تا ببينم كه سوسيس پخته يا نه! 

يه روز يه تركه يه دختره رو مي‌كنه و دختره هم حامله مي‌شه. دختره ناراحت مي‌شه و مي‌گه: بايد بيايي و منو بگيري. تركه مي‌گه: حالا بايد چيكار كنم؟ دختره مي‌گه: بايد بياي خواستگاري. خلاصه تركه ميره خواستگاري و ننه باباي دختره ميگن: ما بايد خوب فكر كنيم و بعد به شما جواب مي‌دهيم. بعد از يه هفته تركه براي جواب ميره. بابا دختره ميگه: ما با بزرگان و ريش‌سفيدهاي فاميل مشورت كرديم و نتيجه گرفتيم كه: حاضريم بچه حرومزاده داشته باشيم ولي داماد ترك نداشته باشيم! 

يه مادره به دخترش مي‌گه: هر وقت با دوست پسرت رفتي بيرون، تو بايد دنگ خودت رو بدي تا او نخيال بيخود نكنه. بعد از اولين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب چي شد؟ دختر گفت: رفتيم سينما، ولي من پول بليت خودم رو دادم. بعد از دومين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب، اين دفعه چي شد؟ دختر گفت: رفتيم رستوران هر چي اصرار كرد من نگذاشتم و دنگ خودم رو دادم. بعد از سومين بيرون رفتن مادر پرسيد: چي شد؟ دختر گفت: هيچي، يه كادو برام خريده بود. باز كردم و ديدم يه ساعت به من داده، من هم نيم ساعت بهش دادم!

يه زن رشتي شكمش درد ميكرد و رفت دكتر. دكتر گفت: لطفا برويد در آن اتاق لخت شويد. بعد دكتره رفت براي معاينه و ديد كه زنه با لباس نشسته روي تخت و لخت نشده. دكتره گفت: خانم عرض كردم كه لخت شويد. زن رشتي گفت: آقاي دكتر... اين دفعه اوله، من خجالت مي‌كشم. اين دفعه رو اول شما لخت بشيد!

زن و شوهري بچه‌دار نمي‌شدند. يه بار شكم زنه اومد جلو، با خوشحالي رفتند دكتر ولي دكتر گفت: خانم شما حامله نيستيد و شكمتون نفخ كرده. چند ماه بعد باز شكم زنه اومد جلو و دوباره رفتند دكتر. دكتر پس از معاينه گفت: اين بار هم شكم شما نفخ كرده! دفعه سوم كه رفتند پيش دكتر و دوباره جواب قبلي رو شنيدند، مرده شاكي شد و با عصبانيت گفت: آقاي دكتر، پس بفرماييد اين تلمبه است نه....! 


يه پسره عروسي كرده بود و شب زفاف بود و پسره هم بلد نبود كه چه‌كار بايد بكنه. به باباش جريان رو گفت و باباش هم يه بي‌سيم داد به پسره و يه بي‌سيم هم خودش برداشت و گفت: ناراحت نباش، با اين بي‌سيم لحظه به لحظه بهت مي‌گم كه بايد چه كار كني! پسره رفت توي اتاق. باباش گفت: لخت شو... اونو هم لخت كن... ماچش كن... حالا همون چيزي رو كه هم من دارم و هم تو، بكن توي سوراخش... پسره هم بي‌سيم رو كرد توي سوراخ! 

به يه قزويني مي‌گن: تحصيل كردي؟ ميگه: تحصيل نه، ولي محصل چرا! 

تركها به قزوينيها ميگن: پيكان جوانان (پي كان جوانان)

[ ]
+
 رشتيه هر روز كه بقال سر كوچشون رو ميديده، يارو بهش ميگفته: سلاااام اسمال آقاي بي‌غيرت! دو سه هفته‌اي اين قضيه تكرار ميشه، رشتيه همچين بگي نگي بهش بر ميخوره، يه شب به زنش ميگه: خانم شما روزها ما نيستيم چكار ميكني؟ اين اصغرآقا بقال هي به ما ميگه بي‌غيرت. زنش ميگه: هيچي بابا، تو بهش محل نگذار، اينا به تو حسوديشون مي‌شه. رشتيه فردا دوباره از در مغازه يارو رد مي‌شده، بقاله بهش ميگه: سلااااام اسمال آقاي بي غيرت دهن‌ لق! 

از تركه مي‌پرسن: از چه رنگي خوشت مياد؟ ميگه: از قهوه‌اي نوك ممه‌اي! 

رشتيا تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خوايه، زناشون هم ميگفتن: پس ما‌ها رو كي گايه! 

توي يكي از پاركهاي اصفهان، يك دختر وپسري خلوت كرده بودن. دختره روي پيشونيشو اشاره ميكنه، ميگه: اينجام درد ميكوند. پسره ميگه بيا ماچش كنم خوب شه. ماچ ميكنه و دختره ميگه: آخيش خوب شد. دوباره دختره دست ميگذاره رو لپش ميگه: اينجام درد مي‌كوند. باز پسره ماچ ميكنه و خوب ميشه. همينجور ميرن جلو تا ميرسن به لب دختره. تا پسره ميخواد ماچ كنه تا خوب شه يهو باغبونه از پشت بوته‌ها سرشو بلند ميكنه ميگه: دادا، اگه ماچت شفا ميدد اين بواسير ما هم درد ميكوند، يه فكري به حالش بكون!

رشتيه مياد خونه ميبينه بچه‌ها حسابي شلوغ پلوغ كردن. مي‌گيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نمي‌گه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر بين بچه‌هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه: آخه اون يكي سيده! 

تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم! 


دختره با دوست پسرش توپارك بوده، يه دفعه باباي دختره مياد، دختره هول ميكنه. پسره بهش ميگه: بابا چرا نگراني؟ بابات كه منو نميشناسه، بگو داداشمه!

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده، بياد...... بكنه! 

تو كرمانشاه رسم بوده كه شب عروسي يه ويلن‌زن مياوردن كه دم حجله در ضمن اينكه عروس و داماد كارشونو مي‌كنن، يه آهنگ آروم بزنه. يك بار عروسي يك بابايي بوده، خلاصه عروس و داماد مي‌رن تو حجله مشغول مي‌شند و جناب ويلن‌زن هم تو اتاق بغلي شروع ميكنه يه اهنگ آروم ميزنه. بعد يهو ويلن زنه يادش مياد كه ديرش شده و بايد يه جا ديگه هم بره، شروع ميكنه يه آهنگ تند ميزه كه زود تموم شه. همينجور كه داشته تند تند مي‌زده، ‌يهو داماد خيس عرق مياد بيرون، نفس زنان ميگه: مُرد! خوب شد؟! 

قزوينيه ميره آمريكا، وقتي برميگرده دوتا بچه با خودش مياره، يكي سفيد يكي سياه. ازش مي‌پرسند: اين سياه رو ديگه برا چي اوردي؟ ميگه: بالام‌جان اين واسه ماه محرمه! 

زنه ميره ميوه فروشي، ميگه: آقا خيار كيلو چنده؟ يارو ميگه: دويست پنجاه تومن. زنه مانتو شو باز ميكنه، ميگه:حالا چنده؟ يارو ميگه: دويست تومن! زنه پيرهنشو درمياره، ميگه: حالا چند؟ يارو ميگه: صد و پنجاه تومن! زنه دامنشم درمياره ميگه حالا چند؟ يارو ميگه صد تومن! خلا صه زنه همينجوري لباساشو در مياره يارو هم ميگه: پنجاه تومن، بيست تومن، ده تومن، پنج تومن، چهار تومن، سه تومن، دو تمون، يه تومن،..آااااه!.... دويست و پنجاه تومن! 



 

رشتيه شب عروسيش بوده، رفيقش ميبينه داره دم حجله قدم ميزه. بهش ميگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اينجا واستادي؟! رشتيه ميگه: والله ما يه بفرما به باجناق زديم، رفته تو هنوز درنيومده! 

يك بابايي پسرش تو قزوين گم ميشه، ميره پاسگاه گذارش ميده. بهش ميگن خوب مشخصات پسرتون چيه؟ ميگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبيه، يك شلوار كوتاه هم پاشه. يارو افسره تو ميكروفون ميگه: به كليه واحدها، برادرا توجه كنن، يه تيكه گم شده.. آاااه! 

يه زن آامريكايي و يك زن انگليسي و يك زن حزبل تو جزيره آدم‌خورا گير مي‌كنند. آدم خورا به آمريكاييه ميگن: باكونبا يا مردونگا (بكنيمت يا بكشيمت)؟ ميگه: باكونبا. ميكننش بعد ولش ميكنن. انگليسه هم ميگه باكومبا، اونم ميكنن، ولش ميكنن. ميرسن به حزبله، ميگن: باكونبا يا مردونگا؟ زنه ميگه: مردونگا، مردونگا! يارو هم ميگه: اونقدر باكونبا تا مردونگا! 


يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعي تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا كردن! بعد نگاه ميكنه مي‌بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش مي‌نند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!

[ ]
+

Build Your Own Template!

به فيض رسيده ها

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

FreeCod Fall Hafez